تبلیغات
مجله هنری هفت - نقدی بر یک تئاتر از کوروش سیلمانی
 
مجله هنری هفت
رویداهای هنری ........ سینما ، تلویزیون
درباره وبلاگ


موسسه سینمایی فیلمسازان گروه هفت
از همه عزیزانی که تمایل به همکاری دارند تقاضا داریم خبر ها ، مطالب و ... خود را جهت درج در مجله در اختیار این مدیریت قرار دهند

مدیر وبلاگ : روابط عمومی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در خصوص عملکرد صدا و سیمای مرکز کرمانشاه





 " آیا همه ی تئاترهای مورداقبال عمومی و رسانه ای به راستی ارزشمند هستند!؟"

 چندی قبل تئاتری اقتباسی دیدم که جز چند ایده ی خلاق ـ که واضح است برای یک اثر بلند اصلا کافی نیست به ویژه که در اجرا هم به درستی درنیامده بودند ـ متاسفانه از ویژگی های مثبت و زیبایی شناسانه بهره ای ناچیز برده و علاوه بر این غلط های آشکاری در "بهره گیری و تحلیل"  اثر مبدا داشت و در مجموع با خوش بینی اثری متوسط به شمار می رفت.* چند روز گذشت و من از طریق رسانه ها شاهد تبلیغات وسیعی بودم که از آن کار ستایش می کرد و از قول اساتیدی آن تئاتر را اثری بسیار ارزشمند معرفی می نمود! ـ راست و دروغش به عهده ی روابط عمومی شان و روزنامه ها ـ البته این بزرگ کردن ها در وادی هنر ما به این تئاتر و این آقایان محدود نمی شود و خیلی ها از این روش به نام و نوایی رسیده اند، سابقه دارد!

فکر کردم آیا رسیدن به جایگاه این چنینی ارزش این اندازه عوام فریبی و بالاتر از آن خودفریبی را دارد؟ این حرکتهای تبلیغاتی و درج اظهار نظرهای اغراق آمیز درباره ی بعضی هنرمندان و آثار هنری به مثابه آن جمله ی معروف است که " دروغ هر چه بزرگتر باشد عوام بیشتر باور می کنند"  به شکلی که گوینده ی دروغ هم آن را راست می پندارد و چون این سالها بسیاری با همین پروپاگاندا ی رسانه ای و جو گیر شدن جامعه ی هنری به جایگاهی که اصلا در آن حد نبوده اند رسیده اند ،متاسفانه در این روزگار قحطی آثار باارزش تئاتری این شیوه راهی شده برای مطرح کردن خود و سپس بهره برداری از آن جایگاه و بعد ادعا ها و افاده های آن چنانی پیداکردن.

در سالهایی که با تئاتر هستم در کنار افرادی که به حق شایسته ی تحسین بوده اند و اتفاقا کمتر به آنها توجه شده! افراد   بی استعداد بسیاری را دیدم که این هنر والا را قربانی خواسته های غیر هنری! خود کرده اند و از راه های نادرست و به شکلی بادکنکی این گونه" بزرگ!" شده اند.  تاسف بارتر از این موج دانشجویان و نوهنرجویانی هستند که به خاطر جو گیر شدن ـ از این واژه بهتر پیدا نکردم ـ  به شیوه ستوده شده ! اقتدا کرده و به آن شکل تئاتر کار می کنند! و اگر هم چنان نکنند جرات و توانایی نقد این گونه کارها را از دست داده اند.

سالهای نخست دانشجویی که این دست کارها را می دیدم و تحسین عمومی از آنها را ،به گمان ناتوانی ام در درک آن آثار ،خود را بسیار سرزنش می کردم که " ببین همه فهمیدند و تو نفهم ، نفهمیدی!" بارها اینطوری شد ؛ تا اینکه پس از سال ها یک بار در چنین موقعیتی و پس از آن که کار را برای خود بررسی کردم و هیچ نکته ی قابل عرضی! در آن ندیدم گفتم " شاید ایراد از فرستنده باشد ، ها ؟ شاید . . . !" 

اخیرا نقل قولی از یکی از اساتید شاخص این گونه حضور در تئاتر ـکه کلی نوچه ی این شکلی پرورش داده ـ شنیدم که نقل به مضمون این بود که " برای من مهم نیست مردم تئاتر من را بفهند و دوست داشته باشند ، من هر چه را دلم بخواهد به صحنه می آورم" ! و این بود سرنوشت "تئاتر برای همه " ای که این گونه اشخاصی را میدان داد و افزایش! شاید بهتر بود شعار می دادیم   "تئاتر برای خودم "  تا برعکس آن رخ می داد! بگذریم.

و در آخر . . . کاش در برخورد با آثار هنری خود و دیگری کمی واقع بین باشیم و کاش وقتی در رسانه ها و محافل اثری را بزرگ کردند از خود فرصت و جرات نقد را نگیریم .به نظر می رسد  نقد یا تحسین واقع بینانه  تاثیر بیشتری برای جلوتر رفتن هنرمند داشته باشد، این طور نیست؟

 

 * از آنجا که قصدم نقد آن تئاتر نبود  ـ چون اصولا ماه هاست که نقد نمی نویسم به دلایلی ـ و اشاره به آن کار  تنها دوازه ای  بود برای وارد شدن به بحث ،از ذکر نام آن اجرا معذورم! اصرار نفرمایید!





نوع مطلب : کرمانشاه ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه