تبلیغات
مجله هنری هفت - گفتگویی ویژه با اصغر ایمانی خواننده خوش صدای کرمانشاهی
 
مجله هنری هفت
رویداهای هنری ........ سینما ، تلویزیون
درباره وبلاگ


موسسه سینمایی فیلمسازان گروه هفت
از همه عزیزانی که تمایل به همکاری دارند تقاضا داریم خبر ها ، مطالب و ... خود را جهت درج در مجله در اختیار این مدیریت قرار دهند

مدیر وبلاگ : روابط عمومی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در خصوص عملکرد صدا و سیمای مرکز کرمانشاه





اصغر ایمانی

هفته نامه ی صدای آزادی : اصغر ایمانی، خواننده ی خوش صدای کرمانشاهی ، با دستان پینه بسته ناراحت کننده بود. آنقدر چین وشکن های پوست دستش خاطرم را خراشید که بدون هیچ درنگی تصمیم گرفتم لید مصاحبه را با پینه های دستش شروع کنم. پینه هایی که حاصل رنج روزگار است . چه آنکه اصغر ایمانی ناگزیر است برای تامین معیشت تعمیر گاه مکانیکی باز کند.
اصغر ایمانی در این گفتگو از مظلومیت موسیقی می گوید و مهجوریت اهالی موسیقی. این گفت وگو را بخوانید.
*این روزهای اصغر ایمانی چطور می گذرد؟
- این روزها به هنرمند زیاد خوب نمی گذرد. به این دلیل که اکثر هنرمندان این شهر از نظر مالی – به هیچ وجه – در وضعیت خوبی نیستند وبا فشار وسختی های زندگی ، خیلی خوب می سازند. هنرمند ، اگر بخواهد از هنرش استفاده کند به صورتی که بیشترین استفاده را جامعه ببرد باید آسایش خاطر داشته باشد در غیر این صورت هنرمند نمی تواند هنر خود را عرضه کند. شرایط به این نحو می گذرد.
* مدتی است که کم کارید. این کم کاری به مسائل معیشتی برمی گردد؟
- درباره ی کم کاربودن، یکسری مشکلات وجود دارد. کرمانشاه خوشبختانه شاعر زیاد دارد. شعرا هم جزو هنرمندان هستند. شعری که قرار است توسط یک خواننده اجرا شود.می بایستی از کانالهای مختلف بگذرد البته این امرطبیعی است تنها- شعر- این قدر دیر به دست ما می رسد یا گاهی بخاطر یک کلمه یا خط شعر رد می شود که باعث کم کاری می شود.
این یکی از دلایل آن است. دلیل دیگر اینکه بهایی به موسیقی داده نشده وحتی هنوز هم تکلیف موسیقی مشخص نشده است. متاسفانه کم بهاترین هنر در این مملکت ، موسیقی است. بچه های موسیقی کاری با زحمت زیاد انجام می دهند- واقعا ساخت یک اثر ممکن است ماه ها طول بکشد تا روی آنتن برود- ولی وقتی نگاه می کنیم که بهای این کار چقدر است واقعا بهایی که به یک کار می دهند با زحمتی که عده ای می کشند برابری نمی کند.
*دلتان خیلی پر است که با انتقاد مصاحبه را شروع کردید؟
-به هیچ عنوان قصدم انتقاد نیست اینها دردهایی است که باید گفته شود؛ شما با هر کدام از اهالی موسیقی که گفت و گو کنید همین مشکلات را عنوان می کنند. من خیلی دوست دارم که کار کنم. مردم ما خیلی طالب موسیقی هستند، مردمی فهیم وهنر پرور، منتها این مسائل که پیش می آید ما کم کار می شویم و مردم از ما گلایه می کنند . هر کسی که با من برخورد می کند فکر می کند چون تلویزیون تصویر مرا نشان می دهد شرایط مالی بسیار خوبی دارم. در حالیکه من الان با آژانس به اینجا (دفتر صدای آزادی ) آمدم. شاید شرایط زندگی مجبورم کرده که پس از 53 سال سن هنوز نتوانسته ام یک ماشین سه میلیون تومانی بخرم. هم چنانکه هنوز بیمه نیستم ومی دانم اگر بخواهم دنبال بیمه بروم باید خیلی تلاش کنم.
*پس این بیمه هنرمندان چیست؟
-این طرح را اخیرا به من اعلام کرده اند. البته دنبال این مسئله رفتن نیز نیار به مسئله مالی و وقت دارد. این طورنیست که فردا بروم اداره ی بیمه وبگویند بیا این دفترچه بیمه است. باید خیلی راه ها را بروم تا بتوانم بیمه شوم.
*یک بخش از انتقادات  یا مشکلاتی که طرح کردید مربوط به تلویزیون بود چرا در عرصه ی ضبط و پخش موسیقی وارد نشده و کاست منتشر نکرده اید یا حتی برگزاری کنسرت؟
- برای تهیه یک آلبوم، در وهله ی اول مسئله ی مالی آن مورد نظر است. خیلی دوست دارم که دنبال یک آلبوم بروم چون به لحاظ سنی به یک مرزی می رسم که ممکن است سالهای آتی نتوانم کاری ارائه دهم. می بایستی حداقل یک آلبوم از خودم به جا بگذارم . دلیل آن مسائل مالی است . یک آلبوم هزینه ی زیادی در بر دارد. خدا سرمایه ای به اسم صدا به من داده است ولی مسائل بعدی پول که نوازنده ، شاعر، استودیو و آهنگ زد ... می شود بار مالی بالایی را تحمیل می کند. این کار دست کم 15 میلیون تومان نیاز دارد. چند بار اقدام کردم که وامی در این رابطه بگیرم، متاسفانه میسر نشد شاید من راه را اشتباه رفته ام. هنرمندان زیادی مثلا همین هنرمندان  هم مرزمان در کردستان خیلی راحت آلبوم هایشان را بیرون می دهند . واقعا اگر منبعی باشد که به ما وام بدهد البته نه وامی که مرا از لحاظ باز پرداخت مستاصل کند، می توان کار کرد. این جا دیگر اداره ی ارشاد باید دخالت کند. هر چند در حد وسع و امکان صحبت کرده و می کنند ولی عاجزانه از اداره ی ارشاد می خواهم که وامی و بودجه ای را کنار بگذارد که اگر تشخیص داد هنرمندی کار آیی دارد و آلبومش فروش می رود مبالغی در اخیتار آنها بگذارد.
*با تهیه کنندگانی که در عرصه ی موسیقی فعالند و صحبتی نکرده اند؟
-من به کسی برنخورده ام که بخواهد سرمایه گذاری کند.
*یعنی بقیه خوانندگان با سرمایه ی شخصی آلبوم منتشر می کنند؟
- افراد زیادی می شناسم که فاقد صدا هستند. پول دارند و می آیند خواننده می شوند. خواننده ای که یک بار صدایشان را گوش می کنید. متاسفانه به عنوان خواننده به مردم معرفی شده اند. ولی اگر از آنها بخواهید که بیایند روی سن اجرا کنند به هیچ عنوان جرات آمدن روی سن را ندارند چون صدایش با کامپیوتر درست شده است . اینقدر دستگاه های مختلف در عرصه ی موسیقی ساخته شده که از یک آدم بد صدا، آدمی خوش صدا می سازند. منتها خوش صدا فقط در ضبط ! یک خواننده در هر جایی ، بایستی آمادگی خواندن داشته باشد.
* در عرصه ی موسیقی کرمانشاه، دو نسل داشته است که نسل های طلایی بوده اند. از مجتبی میر زاده و شهرام ناظری تا کیهان کلهر، علی اکبر مرادی، جمشید عزیزی خانی و خود شما . این دو نسل کارهای ماندگاری از خود به جا گذاشته اند .
* فضای الان چگونه است؟ جوانانی که بعد از این دو نسل آمده اند آیا توانسته اند خلاها را پر کنند؟
- خیر، جوانانی که امروز حتی دنباله رو دیگران نیستند. اگر دنباله رو بودند کارشان به این جا نمی کشید. امروز خیلی ها سراغ من می آیند و ادعا می کنند که می خواهند خواننده شوند. از من می خواهند که صدایشان را چک کنم. یعنی سی دی و نوار می آورند . حالا نمی دانم اسم بیاورم درست یا غلط . متاسفانه اکثر این افراد، آهنگ های رزازی را می خوانند آهنگ هایی که اصلا صدای خودشان نیست. من همیشه با اینها صحبت می کنم و می گویم سعی کنید از صدای خودتان استفاده کنید و کرمانشاهی بخوانید . ممکن است خود شما به من خرده بگیرید که خودت هم در گذشته سورانی خوانده ای ؟
منی که در گذشته سورانی خوانده ام وممکن است در آینده باز هم بخوانم (من زبان سورانی را بلدم) بنا به درخواست مراکز صدا وسیما است که با آنها همکاری دارم. من الان با مرکز سنندج و مهاباد همکاری می کنم. آنجا زبان سورانی را از من می پذیرند. ولی جوانانی که می خواهند در این شهر خواننده شوند زبان محلی کرمانشاهی شیرین ترین زبان محلی است.
*در این نسل فرد قابل اعتنایی وجود دارد که بخواهید اسم ببرید؟
- در چه رابطه ای؟
* به طور کلی عرض می کنم مثل خوانندگی ، نوازنندگی و آهنگ سازی که فکر می کنم در این حوزه بیشتر دچار خلا هستیم؟
کسانی که واقعا خالق احمر بودند متاسفانه رفتند ودیگر نیستند . الان کسانی که کار می کنند بنا به شرایط زندگی وتنگی وقت به آن شکلی که حساب کنی تن به کار نمی دهند. اگر واقعا یک روح آزاد وشرایط مطلوبی داشته باشند هنوز هم هنرمندان بزرگی داریم، مثل آقای مراتی ، زنگنه...
*البته منظور من این افراد نیست اینها متعلق به همان نسل طلائی هستند که گفتم. منظورم نسل فعلی است. در این نسل نام قابل اعتنایی است.
بله، یکی از هنرمندانی که الان با او کار می کنم آقای مستفی فر است، هنرمندی جوان ولی با ایده ای خوب و نوآورانه. همچنین آقایان امیر جباریان، فرشاد رستمی ویوسفی . اینها ابداع کننده هستند . البته کسانی را داریم که فقط کارهای قدیمی را باز سازی می کنند. اینها چشمگیر نیست.
* ولی همین آقای رستمی که مثال زدید نیز کارش را با تنظیم کردن کارهای قدیمی مرحوم طاهر زاده شروع کرد واگر الان فرشاد رستمی اسمی دارد بخش زیادی از آن متاثر از طاهر زاده است؟
- من یکی دو کار از او خوانده ام . تنظیم های مختلفی که داشته را نیز گوش کرده ام. از کار خوب می بایستی تعریف کرد . درست است که تنظیم کننده است و البته یک تنظیم کننده خوب ولی جوان است. مدتی که بگذرد مسلما آهنگ های بهتر و خلاقیت های بهتری ارائه می دهد.مرحوم طاهر زاده ورستمی مدت کوتاهی با هم بودند حتی مرحوم طاهر زاده کار محلی نمی خواند من فکر می کنم رستمی آینده ی خوبی دارد.
* به هیچ خواننده ای اشاره نکردید؟
- شما نپرسیدید.
* چرا، اتفاقا پرسیدم.
- شما با خواننده ای محلی خوان آشنایی دارید. آقایان عزیز خانی ، آرمانده، محمدیان و خودم که کوچکترین این آقایان هستم. متاسفانه افرادی هم داشته ایم در این کار که زحمت کشیده اند ولی الان نیستند .فقط می توان یادشان را گرامی داشت.
* منظورم نسل جدید خوانندگان بود؟ نسلی که قرار است پا جای پای بزرگان بگذارند؟
- متاسفانه در کرمانشاه به چنین کسی برنخوردیم. صداهای خوب در این شهر زیاد داریم. متاسفانه این صداهای خوب به بیراهه رفتند و به بیراهه می روند.
*یکبار آقای نور پور در مصاحبه ای از صدای صفا منش تعریف کرده بود اما گفته بود به صفا منش گفته است برو و خودت را پیدا کن . فکر کنم اشارات شما هم در همین مورد باشد؟
-بله ، همین شخصی که اسمش را بردید اگر تلاش می کرد و کرمانشاهی می خواند مطمئن باشید نتیجه دیگری می گرفت.
* فکر کنم جنس صدایش خیلی خوب است؟
- بله،  جنس صدایش خوب است ولی تاکید می کنم اگر کرمانشاهی می خواند وضعیت فرق می کرد. وقتی یک شخص به عنوان یک خواننده می خواند شما فرضا می گویید این ر ضا است که می خواند . ولی الان متاسفان هطوری شده که تشخیص برای من و شما خیلی سخت شد هاست . وقتی یک سری آهنگ هایی که هویت دار نیستند وما گوش می دهیم می گوییم این رزازی است . اینها تنها تقلید می کنند. این دیگر خوانندگی نیست بلکه تبلیغ برای شخصی است که اصلا به ما ارتباطی ندارد. آن آقا وقتی به صفا منش می گوید برو خودت را پیدا کن ، یعنی وقتی کسی صدایت را گوش کرد بگوید این حسین صفا منش است نه اینکه به اشتباه بیافتد وبگوید این رزازی است. مردم را به اشتباه نیدازیم. البته پیدا کردن خود خیلی دشوار است وزحمت زیادی می خواهد.
*درمورد خودتان بیشتر صحبت کنیم. درکنار خوانندگی ، حتما دغدغه های معیشتی هم دارید. روزگارتان چگونه می گذرد؟
- شغل اصلی من فنی(مکانیکی) است که هیچگونه سنخیتی با کار هنری ام ندارد. از صبح که بیدار می شوم یا مجبورم با بنزین ونفت وگازوئیل کار کنم یا چکش دستم بگیرم. شما به دستان من نگاه کنید. همین دیشب دستم را چرب کردم ودستکش مشمایی دستم کردم تا جذب شود ولااقل متوجه دست خراب من نشوید...
* اتفاقا سوال بعدی در همین ارتباط بود که پینه های دست شما سنخیتی با طبع لطیف هنرمندانه ندارد.
- بله، ندارد، شاید لازم باشد به صحبت های قبلی مان در زمینه ی مسائل معیشتی هنرمندان برگردیم. من هنرمند باید فکر و ذکرم این باشد که با خواندن مستمعین را راضی نگه دارم . خواندن فقط صدا نیست یک روح لطیف واحساس لطیفی می خواهد، همچنین آسایش خاطر که اینگونه حاصل نمی شود. این را ممکن است شما قبول نکنید ولی خیلی وقتها که در تلویزیون اجرا دارم. تصویر خودم را که در تلویزیون دیده ام توجهم به دستهایم جلب شده است همانطور که خودم توجه کرده ام مسلما مردم هم دیده اند و من خیلی وقتها خجالت می کشم که با دیگران می نشینم وغذا می خورم .انسان باید دستش ظریف باشد متاسفانه شرایط این است و باید ساخت.
* تشکر می کنم از شرکت در این گفت و گو ، اگر نکته ای از نگاه ما در قالب سوالات  مغفول مانده می شنویم از شما سپاسگزاری می کنم.
-این روندی که در پیش گرفته اید بسیار خوب است که هنرمندان عرصه های مختلف بیایند وصحبت هایشان را مطرح کنند . انشاا... روزی برای ما هم راه باز می شود.
الان ممکن است ماهی 1 ساعت صدای اصغر ایمانی از تلویزیون پخش شود. این خیلی برای من اهمیت دارد . ما باید قدر این موقعیت ها را بدانیم وشخصا که شاکر وقدر دان این مسائل هستم . اگر گله ای دارم برای این است که می خواهم کیفیت کارم بالا برود. والا مسئله شخصی نیست .هنرمند متعلق به مردم است.

منبع : نشریه فرهنگی بلوط





نوع مطلب : کرمانشاه ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه